أبو الحسن الشعراني
232
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مالى از شهرى به شهرى يا وصول نقود و اعتبار ديون انجام مىدهند ، جايز است مزد بخواهند به نسبت مقدار برات يا حواله و غير آن و آن را ربا نبايد گفت ، مانند آنكه مردى مالى به زيد قرض بدهد و از او اجرت بگيرد كه آن مال را به ديگرى برساند ، آنگاه هم قرض خود را استرداد كند هم مزد را . و جواب سيّد احمد خان هندى از اين كلام معلوم مىشود . « 1 » وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ . « 2 » مؤلف : [ روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : ] « مطل الغني ظلم » ، گفت : وام سوختن . علّامه شعرانى : وام سوختن در عهد ما باطل شدن و باز ندادن آن است و اينجا سوختن تصحيف است و صحيح وام سپوختن است . و اهل لغت گويند : سپوختن به معنى تأخير است و شعر ابو شكور بلخى شاهد آن : هركه باشد سپوزكار بدهر * شهد با كام او بود چون زهر يعنى آنكه كار امروز به فردا فكند ، موفّق نباشد . و فردوسى گويد : نه از تن توان مرگ را در سپوخت * نه چشم اجل كس به حيلت بدوخت يعنى « اذا جاء اجلهم لا يستأخرون ساعة » . « 3 » وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . « 4 » مؤلف : هذا آخر آية نزلت من القرآن و قال جبرائيل ضعها في رأس الثمانين و المأتين من البقرة عن ابن عبّاس و السدّي . . .
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 280 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 404 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 281 .